امسال لطیفترین تحویل سال رو انجام دادم.
فشار دستم رو از روی گلوم برداشتم، دست کشیدم از "بدو بدو"، از فکر کردن به این که "اگه نشه؟"..
چند ماهی هست بیخیال شدم. بیخیال قضاوت مردم درمورد پوششم، بیخیال این که "اوه این دختر فلانیه که جدا شده؟ این چیه پوشیده؟" امسال شال شرابی خریدم! ساده که لبهاش با نخ نقرهای ظریف کار شده شده.. با یه کت سوزن دوزی مشکیِ مخمل. که گلهای سوزندوزیش شرابی و سبزآبیه. کفش پاشنه بلند مشکی.. امسال ناخنهام رو بلند کردم و مراقب بودم نشکنه :))
با شادی قرار گذاشتیم موهامون رو چتری بزنیم چون قبلا امتحان کردیم و به هردومون هم میاد. شادی کوتاه کرده و منم منتظرم آرایشگرم تعطیلاتش تموم شه!
شبهای قدر از خدا خواستم گناههای منو ببخشه، دوستم داشته باشه. محکم بغلم کنه و دیگه مهم نیست که چی میخواد بشه!
دیگه رها کردم.. مهم نیست :) دیگه به خدا نگفتم فلان چیز رو بهم بده تا حالم خوب شه، فلان چیز رو جور کن تا رو به راه شم. ازش یه حسِ شادی و خوشبختی سره و خالص شده خواستم، بدون این که بند به چیزی باشه. بندِ به تموم کردن درسم، فلان ماشین رو خریدن، رابطه داشتن و ...
ازش خودِ حس شکرگزاری و خوشبختی و شادی رو خواستم.
خودش رو خواستم♡
چند ماهی هست دوباره دارم پادکست گوش میدم، لباسهای خوشگل میخرم، دوباره کتاب میخونم. باشگاه رو بعد ۳-۴ ماه دوری دوباره از نو شروع کردم.
از آذر سال پیش زمان منقبض شده بود برام، فشار کلی امتحان و همون یدونه آزمون جامع قلنبه شده بود پس مغزم! نه پیش میرفت و نه به سیرِ افکار دیگهام راه میداد که بگذره. وایساده بود و پشت سرش همه چی رو متراکم میکرد.
دیگه حالم با خودم خوبه. خدا نگاهم کنه.. از من نرنجه، از خودم دلسردش نکنم، همه چی حله!
این تحویل سال، روحم هم حسابی متحول شد! فقط پوسته ننداختم، از درون شکفتم!
برای شما هم همین رو آرزو دارم و دوستتون دارم!❤️
عیدتون مبارک عزیزان، سالتون پر از عشق و رحمت و حال خوب و نگاه مهربون خدا ^^ آمین!
