دقیقا منتظر این لحظه بودم. میدونستم ازم سوال میپرسه ولی خودم مطلقا درموردش جلوجلو نظر ندادم.
حقیقتش کاملا مطمئنم این پسره به دردش نمیخوره و تمام این تلاش هاش به خاطر اینه که با یه دختر ویرجین رابطه برقرار کنه و حسرتهای برآورده نشدهاش تو روابطش با آدمهای دارای روابط متعدد رو اقناع کنه.
- زهره ما دو روز پیش رابطه داشتیم. [تعریف ریز جزئیات و نشون دادن کبودیهای بدنش]
- مبارکه😁 میگم رنگ و رو گرفتی!
- فقط این که کامل نبود.. تو تمام قسمتهاش ازم اجازه میگرفت.
- باید این کار رو میکرد! شناخت جنسیای از تو نداره، طبیعیه.
- زهره ما صیغه خوندیم فقط نمیدونم رابطه رو کامل کنم یا نه.
- نه! خواهرانه نه. اولا این که یک ماهه هم رو میشناسید، دوما این که این قرار دومتون بوده. یکم صبور باش. اصلا تکلیف رابطهتون رو مشخص کردید؟
- آره بهم گفت میخواد با پدرم صحبت کنه خودم گفتم یکم صبر کنه.
- خوبه.. ببین اگه به درخواستش برای رابطه کامل جواب مثبت ندی، رفتارش باهات چطور میشه. میره از پدرت خاستگاریت میکنه یا کات میکنه!
و بعد عوض کردن موضوع گفتگو..
میدونین این یه نیاز طبیعی تو انسانه، ولی برآورده کردنش از هر راهی طبیعی نیست. اونم وقتی آدم این همه سال صبر کرده و با اولین(!) آدمی که آشنا میشه تا ته بره. مگه این که واقعا صبرش طاق شده باشه و چیزی برای از دست دادن نداشته باشه..
به هر حال می به جام هر کس ریختن رو شخصا درست نمیدونم.
پیشاپیش از این که نظرات سخیف نمیدین ممنونم.