[▪ not found ▪]

My head is a jungle :|

دی.

Zohre | ۱۴۰۳/۱۰/۲۴ | 0:36

نمیدونم این احوالاتم میگذره یا نه.. ولی راهی جز دلگرمی الکی دادن به خودم پیدا نمیکنم.

با خودم فکر میکنم درست میشه! جدیدا به شکل عجیب و ناعلاجی اوقات دلتنگی و تنهاییم‌ زیاد شده. دقیق‌تر میشه از وقتی که شادی خانوم رفته.

با هم تماس تصویری میگیریم، حرف میزنیم ولی خب..! این اصلا با اون چند ساعت وقتی که با هم تو شهر و این ور و اون ور وقت میگذروندیم‌ نمیشه.

مامان اون هم دلش تنگ میشه به من زنگ میزنه، دلم بیشتر میگیره.

فشار درس‌هام هم اونقدر زیاد شده که داره به تک تک قسمت های بدنم فشار میاره. این روزها بیمارستان در حد بیمارستان‌های جنگ‌زده شلوغه و همه نگران این ویروس جدیدن!! متاپنوموویروس‌. ولی خب هنوز ایران نیومده و این بیمارهایی‌ هم که ما PCRشون رو چک میکنیم تقریبا ۵۰٪شون آنفولانزا‌ دارن و خبری از کووید هم نیست. بستری‌هامون هم همه با حال خوب مرخص میشن و بیشتر هم به خاطر این نگه می‌دارن که مادر پدرا نگرانن‌.. متاسفانه ما ملت شریف ایران همه جوره و به طرز ناکارآمد و ناتوانی، ذلیل و درگیرِ پست های اینستایی و خبرهای متفاوت از این طرف و اون طرفیم.

نتیجه شده این که بیمارستان ما شده همه بستری های عفونت ریه! حتی جزئی ترینش. چرا؟ چون والدین فکر میکنن بچه‌شون ویروس جدیده(!) رو گرفته و باید تو بیمارستان بستری شه. از بخش جراحی بگیر تا راهروها و کلاس آموزشی ما پر بیمار شده.

اون متاپنوموویروس هم علائم خفيف تا متوسط شبیه به آنفولانزا میده اگه بیاد(این رو استاد فوق تخصص عفونی‌مون گفت)

بگذریم اینقدر مریض‌ها زیادن که بعد از برگشتن از بیمارستان سردرد های شدید میکنم. بدنِ زبون‌بسته‌ام برای این که بهم بفهمونه‌ دارم بهش فشار میارم از هیچ آلارمی‌ فروگذاری نمیکنه. سردرد! خستگی! پادرد! پریدن پا تو خواب و کابوس دیدن!

یه وقتایی اینقدر خسته میشم شروع میکنم به گریه کردن.. حسابی‌ها.. بعد سبک میشم :) بهتر میشم.

این دو ماه و نیم بیمارستان شلوغ بود و برعکس هم گروهی‌هام که همه‌شون مریض شدن، من نشدم‌. رازش هم رعایت همون اصول بهداشتی بود! از همین ماسک های ساده میزدم و دستام رو مرتب میشُستم. [ بعد هر بیمار هم جداگانه الکل میزدم]

البته نمیدونم این به نفعم بود یا نه.. چون اونا استعلاجی‌ میرفتن و می‌نشستند تو خونه سوپ گرم و چای میخوردن و من دائم تو بخش در حال سگ‌دو زدن بودم :)

آخیش..

اینا رو اینجا نوشتم حالم بهتر شد 😅

مراقب خودتون باشین سرما نخورین :) همین!

مشخصات وب
ما قطعت رجایی منک :)

به قولِ حیدر یغما: آشفتگیه.. باید ببخشید!

• 95/8/12
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
موضوعات وب
  • نامه_ای _به_خودم
  • #کتاب_خوب
  • درس_ زندگانی
آرشیو وب
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • آرشيو

آمارگیر وبلاگ

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای [▪ not found ▪] محفوظ است .