
ندیدهام رخ خــــوبِ تو، روزکی چند است! :')
بیا، که دیده به دیدارت آرزومنــــد است...❤
به یک نظاره به روی تو دیده خشنود است
به یک کرشمه دل از غمزهٔ تو خرسند است
فُتــــور غمـــزهٔ تو خــــونِ من بخواهد ریخـــت
بدین صفت:😠 که در ابرو گره درافکند است :)
یکی گــــره بگشای از دو زلف و رخ بنمــــای 😍
که صدهزار چو من دلشُــــده در آن بند است⛓
مبُــــر زِ من، که رگِ جــــانِ من بُریــ ـــ ـــده شود
بیا، که با تـــو مرا صد هــــزار پیــــونــــــــد است
مرا چو از لبِ شیرینِ تو👄 نصیبی نیســــت ☹
از آن چه سود که لعلِ تو سر به سرقند است؟😏
کسی که همچو عراقی اسیر عشق تو نیست
شب فراق چه داند که تا سحر چند است؟🌙
شعر از جناب فخرالدین عراقی جان! چند روز اگه ندیدیش بیت اول رو بفرست براش..
یه کرشمهی ناز و کوچیک اومد، بیت دوم رو،
اخم کرده بود بیت سوم رو!
گفت رفتم آرایشگاه، عکس خواستی و دلت تنگ شده بود، چهارمی رو.
خواستی به پیوندتون رنگ بدی، پنجمی.
خواستی گولش بزنی، ششمی!😁
چیزنالهی دلبرانه و شب اگه پیشت نبود/نموند، بیت آخرو.