آدم همیشه در حال انتخاب کردنه.
بین رفتن و موندن، بین خمودگی و جوانهزدن، بین فرو رفتن و سر بر آوردن..
من حقیقتش کلی وزنه و دلیل سنگینی میکرد که این روزا این جایی که هستم، نباشم! بهترین رفیق قدیمیم بعد از چند سال قرار شد بیاد ایران و چند ساعت تو قم با هم وقت بگذرونیم و بعد بره شهر خودشون، از طرفی به یه قراری که واقعا بهش متمایل بودم و منتظرش بودم دعوت شده بودم، و از طرف دیگه سهشنبهی آتی دو تا امتحان تو یک روز داشتم.
همهی اینا دست به دست هم داد که تا سه ساعت قبل از پیوستن به بچهها واسه اومدن به اینجا مصمم بشم که خب.. امسال با این شرایط صد در صد، سالِ من برای معتکف شدن نیست! و واقعا هم نبود.
این روزا سر یه اشتباهی که چند وقت پیش مرتکب شدم، دائم در حال شماتت خودم بودم. احساس تاسفاش مثل بار چسبناکی با گرانِش سنگین، چنگ زده بود روی شونههام و تو فرازِ هر حالِ خوبی، منو میکوبید به زمین..
احساس بیآبرویی میکردم پیش خدا.. میگفتم اون عیار سنگین و فروزانی از محبتِ خودت رو که این چند وقت تو سینهام مشتعل کرده بودی، مُفت باختم.
اون گریهی پای ضریح ابا عبدالله(ع) رو که بعد از اون پیادهروی سنگین و پر تلفات، شیرینی عجیب و غریبش رو بهم چشوندی رو مُفت باختم.
اون پنجشنبه به پنجشنبه با دعای کمیلات انس گرفتن و سبک شدن رو که یکییکی زنجیرهای قفل شده به روحم رو پاره کرده بود، اونم مُفت باختم.
فکر میکردم دارم حسابی رنگ تو رو میگیرم.. نمیدونم کدوم عملم، کدوم حرفم، کدوم فکرم -که کم هم نبوده احتمالا- اینقدر ناخالص بوده و کجا نفس معیوبم رو بی علاج گذاشتم که اینطور یکباره از حظِ "در آغوشِ تو بودن" خالی شدم..
خلاصه نمیدونم چی شد که اومدم. تا لحظهی آخر میگفتم: تو لیاقت بودن تو چنین جایی رو نداری.. و واقعا هم مطمئن بودم که ندارم. ولی خب.. خدایا! میشه یه کاری کنی بدونم هنوزم به دردت میخورم؟ هنوزم ازم رو برنگردوندی؟..
به خودم اومدم دیدم نشستم توی مسجد و دارم به مناجات خوانی حاج آقا گوش میدم.. و الحق چه مناجاتی بود! اون شیشهی دودی و خاکستر گرفتهی دور قلبم شکست. ولی هنوز انگار خجالت زدهام. هم به خاطر رفتار خودم هم اینکه انگار حضورم هنوزم برای اینجا بودن زیادی سنگینه.. ولی خب! خدا رحمتش برای بخشیدن بیشتر از اهل بودن و شایستگی ما برای اون رحمت و بخشایشه. کاری نداره تو لیاقتش رو داری یا نه! شایستهی رحمتش هستی یا نه؟ در هر صورت رحمت آوردن به بنده همیشه شایستهی خداست! خدا به اندازهی بینهایتْ شایستگیِ خودش برای رحمت بخشیدن به بنده عمل میکنه.
سخنرانی امروز حاج آقا کفیل انگار طوری بود که خدا داشت با من حرف میزد. انگار خدا خداسته بود اون این حرفا رو بزنه تا به گوش من برسه! انگار خدا خواسته بود من اینجا باشم تا همینا رو بشنوم..
اینکه ما مضی، مضی! اونچه که گذشته، گذشته! غصهاش رو نخور. نگو من این کار اشتباه رو کردم دیگه تموم. کار خدا با تو تموم نشده. تقوای زبون و گوش و چشم و دست مهمه! ولی مهمتر از اون تقوای ذهنه، ذهنت رو از ناامیدی و گیرِ قبلا بودن و "کاش و اگر" رها کن.
اینکه الحمدالله علی کل حال! ۲۱+۱۶۵ بار تو نماز و ذکر تسبیحات حضرت زهرا حمد خدا رو میکنیم. فرق انسان و بقیهی مخلوقات خدا هم همینه! اونا حمد تکوینی میکنن و ما حمد تشریعی. ما خودمون به انتخاب خودمون خدا رو حمد و شکر میکنیم..
دیگه اینکه الدنیا دار البلاء.. دنیا جای سختیه! فلانی دوستت نداره؟ فلانی اذیتت میکنه؟ مریض شدی؟ به گرفتاری مبتلا شدی؟ دنیا همینه. حکمتی داره که تو نمیبینی، از بلای دیگهای حفظت میکنه که تو درک نمیکنی و ...
خب راحتی و قشنگی دنیا کجاست؟! خدا خودش به حضرت موسی(ع) پیامبرش وحی کرده که ای موسی! من ۶ چیز را در ۶ چیز قرار دادم و مردم اون ۶ چیز رو در جای دیگه دنبالش میگردن! که خب هیچ وقت هم پیداش نمیکنن!
اولیش؟ میفرماید: "انی وضعت الراحة فی الجنة والناس یطلبونها فی الدنیا"
من راحتی رو تو بهشت قرار دادم و مردم تو دنیا دنبالشن(که خب هیچ وقت هم پیداش نمیکنن)
در آخر اینکه ای انسان مومن! دنیا رو محل گذر ببین و دل به محبت و وصل با خداوند ببند.. همونجا که حضرت سجاد (ع) تو دعای پنجم میفرماید: خدایا غم و اندوه بُریده شدن محبت و احسان بقیه از ما رو به احسان و محبت وصل خودت برامون جبران و کفایت کن.. یعنی تو ما رو بخوای چه غم از نخواستنِ بقیه؟!
در آخر اینکه ما رو به مقام رضا برسون.. هم خودت از ما راضی باشی، هم ما عرضهمون بشه تو هر حالی - چه سختی و چه راحتی- به اونچه که تو برامون مقدر کردی راضی باشیم و بیصبری نکنیم.
یا به کلام شیرین حضرت سجاد علیه السلام:
اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست
وَ حَبِّبْ إِلَيَّ مَا رَضِيتَ لِي، و آنچه را برایم پسندیدهای محبوب من ساز❤
وَ يَسِّرْ لِي مَا أَحْلَلْتَ بِي، و آنچه را بر من وارد کردهای آسان کن
وَ طَهِّرْنِي مِنْ دَنَسِ مَا أَسْلَفْتُ، و از آلودگی اعمال زشتی که در گذشته انجام دادهام پاکم فرما
وَ امْحُ عَنِّي شَرَّ مَا قَدَّمْتُ، و شرّ آنچه که پیش از این مرتکب شدهام، از صفحۀ وجودم محو کن
وَ أَوْجِدْنِي حَلَاوَةَ الْعَافِيَةِ، و از شیرینی عافیت کامیابم ساز
وَ أَذِقْنِي بَرْدَ السَّلَامَةِ. و گوارایی تندرستی را به من بچشان..❤