چقدر مشتاقتم،
دلتنگتم،
میل دارم کنارت باشم،
صدات رو بشنوم وقتی از روزت و خاطراتت میگی.
دستهات رو دوست دارم، وقتی میذاریشون روی میز یا وقتی باهاشون کارهای روزمرهات رو انجام میدی. کارت میکشی، فرمون رو میچرخونی یا با گوشیت کار میکنی.
تونِ صدات رو دوست دارم، مدل حرف زدنت رو، خندیدن های آرومت وسط voice msg ها رو. اصلا مدلِ بودنت رو.
دقیقا خودِ خودِ خودت رو. چقدر کنار تو حالم خوبه! و چقدر اضطراب رفتنت زیاد.. من میدونم تو همیشه مهمونِ این خونه نمیمونی! به خاطر همین ثانیه به ثانیهی بودنت رو یک بار زندگی میکنم و هزار بار مرور.
آه که چقدر مشتاقتــــم...
✍نیمهی آذر ماهِ ۱۴۰۲