[▪ not found ▪]

My head is a jungle :|

زندگی من از دیدِ مامانم.

Zohre | ۱۴۰۲/۰۸/۰۸ | 22:53

به مامانم داستان دکتر م. و کارها و درخواستهای عجیبش رو گفتم. حتی بهش گفتم: "مامان! قبل از اینکه بفهمم نیت واقعیش چیه، داشتم به این فکر میکردم شاید بتونم باهاش باشم و تا حدودی تحت تاثیر شخصیت و جایگاهش قرار گرفته بودم، ولی خب آدما مدت زیادی نمیتونن نقش بازی کنن"

دستش رو آورد بالا و دقیقا شکل زیر رو تو هوا کشید:

گفت: "زهره! زندگی تو این شکلیه.. دقت کردی؟ همه چی آروم و معمولیه و یهو یه اتفاق عجیب میفته و تو یا خیلی میری پایین یا خیلی میری بالا!"

آره.. زندگی من واقعا لحظات عجیب و غریبی داشته.. فوق‌العاده وحشتناک، فوق‌العاده زیبا، فوق‌العاده معجزه‌وار و فوق‌العاده دردناک. و من این معجونِ زندگی رو دوست داشتم هرچند طعم غالبش برام گس بوده :)

مشخصات وب
ما قطعت رجایی منک :)

به قولِ حیدر یغما: آشفتگیه.. باید ببخشید!

• 95/8/12
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
موضوعات وب
  • نامه_ای _به_خودم
  • #کتاب_خوب
  • درس_ زندگانی
آرشیو وب
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • آرشيو

آمارگیر وبلاگ

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای [▪ not found ▪] محفوظ است .