
به راهِ این امیــد پیچ در پیــچ
مرا لطــفِ تو میباید، دگر هیــچ!
|• وحشی بافقی
چون خود گفتی که ناامیدی کفرست،
فرمــانِ تــو بردم و امیــــــــــــــد آوردم.
|• ابوسعید ابوالخیر
همه خسته شدیم رفیق، همه یه جاهایی بُریدن، همه یه جایی کلافه دست کشیدن، همه یه وقتی بوده که نتونستن، همه لحظهای داشتن که دیگه کاریش نمیتونستن بکنن ولی تهش میشه همونی که صائب میگه:
زِ پنــاه خود مرا حاشــا که سازد ناامیـد!
• عکس برای پارسال همین موقع ها :)