"آقای امام رضا(ع).. نگران نشدی ما دو ساله نیومدیم؟"
از روز شهادت امام جواد(ع) دلم داشت پر میکشید برای امام رئوف و گنبد طلاییش..
دو روز پیش نشستم حسابی با آقا حرف زدم، گفتم: نمیطلبی ما رو؟ بیایم زیارتت کنیم؟.. چقدر دلتنگی هامون رو به خواهرت بگیم.. دلمون هوای پنجره فولادت رو کرده! دلت نمیخواد تو این چایی خونهات که بچه ها میرن و برای ما عکس استوری میکنن، ما هم نمکگیر شیم؟ آقا دلمون میخواد تو قاب چشم مون عکس گنبد طلایی تو بیفته.. دلمون تنگه برای زیارت امین الله گوشهی حرمت.. برای سلام و زیارتت..💕
تا اینکه امروز از دانشگاه بهم زنگ زدن گفتن: دو هفتهی دوم مرداد میتونم برم یه دوره تو مشهد؟ گفتن: کلا دانشگاه ما پنج نفر ظرفیت داره و دوره از طرف وزارت بهداشته و من رو معرفی کردن. منم با بچه ها چک کردم دیدم دو هفتهی دوم میشه زمانی که من از بخش off ام :)))) چقدر آقا شما مهربونی که حواست به خواستهی دل کوچکترین ها هم هست. ما که اندازه و شایستهی این نگاههای بزرگوارانه نیستیم، ولی قدردان و سپاس گزار لطف کریمانهتون چرا :')
ممنون آقای مهربانیها.. ممنون💚
+ دلم داره پرمیکشه زودتر برم برای دعای عرفه.. آخ خدایا شکرت بابت نعمت حسینی بودن و مسلمون بودن!