تا الان نشده بود از فکر کردن به لحظه خندیدنِ کسی کنار خودم، لبخند بشینه رو لبم :)
- تا الان نشده بود؟
تمام آدمهایی که تو زندگیم اومدن و رفتن و وزن حضورشون رو سبک یا سنگین تو زندگیم انداخته بودن، از پیش چشمم رد میشن و دوباره صدایی تو ذهنم بلندتر این سوال رو تکرار میکنه:
- تا الان نشده بود؟
نه.. نشده بود. اگر هم شده بود حداقل [و بحمدالله] من چیزی به یاد نمیارم.
این کیه تو ذهنم از هر حال خوشم از خودم حساب میکشه؟ خودِ ملامتگرم؟ خودِ دلواپسم؟
مهم نیست.. نشده بود! :))
پ.ن
سر زدن به وبلاگهاتون هم به روی چشم🌱